آیا گیرندگان جنین یا اسپرم صلاح است که اهداکنندگان را بشناسند ؟ قسمت دوم
رحم اجاره ای
تولید اسپرم ازسلولهای بنیادی چقدر پیشرفت کرده؟
مراقبت بعد از بارداری با اسپرم اهدایی
مراقبتهای قبل از بارداری با اسپرم اهدایی
اسپرم اهدائی  ( 36 31 36 32-031 )  بارداری با اسپرم اهدایی
IUI    ( تلقيح اسپرم شسته شده داخل رحم )

آیا گیرندگان جنین یا اسپرم صلاح است که اهداکنندگان را بشناسند ؟ قسمت دوم

مرد جوان وقتی فهمید دوستش نمی‌تواند بچه دار شود به او پیشنهاد اهدای اسپرم داد اما بعد از به دنیا آمدن بچه‌ها بین او و دوستش درگیری پیش آمد که منجر به قتل شد و حالا او در آستانه محاکمه در دادگاه کیفری قرار دارد.

به‌گزارش ایرنا، حدود یک سال قبل خبر مرگ مردی میانسال به پلیس اعلام شد. نخستین بررسی‌ها نشان می‌داد جسد نیمه عریان این مرد در خیابان پیدا شده و بعد از شناسایی هویت او به‌ نام سیاوش و خانواده‌اش جسد برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شده که علت مرگ را ایست قلبی اعلام کردند و با مجوز پزشکی قانونی جسد دفن شد .
اما برادر سیاوش با مراجعه به پلیس گفت : برادرم سیاوش مشکل قلبی نداشت و من فکر نمی‌کنم برادرم به علت ایست قلبی جان باخته باشد ، ضمن اینکه لباس‌هایش نشان می‌دهد وی در جای دیگری مرده و جسدش را به خیابان منتقل کرده‌اند ..

در ادامه پلیس به تحقیق از همسر سیاوش پرداخت که او گفت: همسرم هیچ بیماری نداشت حالش خوب بود و همیشه هم به سلامتی‌اش توجه داشت همچنین او به ظاهر و لباس‌هایش هم خیلی اهمیت می‌داد هیچ وقت بدون لباس مناسب بیرون نمی‌رفت . اما جسد او بدون لباس پیدا شده‌است که برای من هم عجیب است ..
با این حال با توجه به‌ نظریه پزشکی قانونی و اینکه مدارکی بدست نیامد، پرونده به‌عنوان فوت طبیعی بسته شد . اما چند ماه بعد برادر سیاوش بار دیگر به دادسرا رفت و مدعی شد برادرش به قتل رسیده است. او گفت: فکر می‌کنم همسر برادرم در قتل او نقش داشته است، چرا که او دو ماه بعد از مرگ برادرم با یکی از دوستان او ازدواج کرده است ..
بدین ترتیب مأموران همسر این زن را مورد بررسی قرار داده و دریافتند روز مرگ سیاوش ، این مرد در خانه آنها بوده است و تلفنش در آن محل آنتن داشته است ..

این مرد که محسن نام داشت بلافاصله به اداره پلیس احضار شد . هرچند ابتدا منکر این ماجرا بود ، اما چند روزبعد لب به اعتراف گشود و گفت: من سال‌ها قبل با سیاوش آشنا شدم . من در کار خرید و فروش خانه بودم و سیاوش یک خانه برای مادرش از من خرید.
بعد متوجه شدم که او به‌خاطر بچه‌دار نشدن با همسرش اختلاف پیدا کرده است. به‌همین خاطر پیشنهاد دادم که به او اسپرم اهدایی بدهم تا بچه دار شود که پذیرفت و همسرش لیلا باردار شد . وقتی بچه‌ها که دوقلو بودند به‌دنیا آمدند مهرشان به دلم افتاد . وقتی آنها را می دیدم انگار بچه‌های خودم را می‌دیدم ، نمی‌توانستم از آنها دل بکنم .
به‌همین خاطر مدام برای دیدن بچه‌ها به خانه او می‌رفتم و شاهد بزرگ شدنشان بودم . با آنها بازی می‌کردم و برایشان هدیه می‌خریدم. سرنوشتشان برایم مهم بود ، وقتی سیاوش دعوایشان می‌کرد من خیلی ناراحت می‌شدم و به او تذکر می‌دادم ، تا اینکه سیاوش از من خواست دیگر به خانه‌اش نروم . گفتم چرا نباید به خانه‌ات بیایم ؟ گفت از تو بدم می‌آید آنها بچه‌های من هستند ، اما تو به آنها خیلی محبت می‌کنی و بچه‌هایم به تو علاقه‌مند می‌شوند ..

روز حادثه با خودرو به دنبالش رفتم تا با هم صحبت کنیم . اما داخل خودرو موضوع بچه ها و اسپرم اهدایی پیش آمد و با او درگیر شدم ، به او گفتم تو حق نداری مرا از بچه‌هایم جدا کنی ، بعد هم با مشت محکم به شانه‌اش زدم که ناگهان نفسش بند آمد و کبود شد . هرچه سعی کردم کمکش کنم نشد . آنقدر ترسیده‌ بودم که جسد را کنار خیابان رها کردم . پیراهنش را درآوردم که اثر انگشت من روی آن نباشد . اما من هیچ کاری نکردم ، قسم می‌خورم من او را نکشتم . من فقط یک مشت به او زدم ..

سپس کارآگاهان به سراغ همسر سابق سیاوش رفته و او مورد بازجویی قرار گرفت و گفت: من از ماجرا خبر نداشتم. من و سیاوش بچه‌دار نمی‌شدیم سال‌های زیادی بود که با هم ازدواج کرده‌ بودیم اما مشکل از سیاوش بود که اسپرم نداشت ، ما تصمیم گرفتیم از جنین اهدایی استفاده کنیم . شوهرم یک روز به من گفت دوستش محسن گفته به ما کمک می‌کند تا با اسپرم اهدایی او ، جنین آزمایشگاهی تولید شود ... و جنین ها در یک لقاح مصنوعی در رحم من گذاشته شدند .
من سه قلوحامله شدم . هنگام بارداری یکی از آنها سقط شد و فقط دختر و پسرم زنده ماندند و به دنیا آمدند و بزرگ شدند . از آنجا که من اصرار به بچه‌دار شدن داشتم و سیاوش علاقه‌ای به بچه نداشت مدام با من دعوا می‌کرد و بچه‌ها را دوست نداشت . هر چند شوهرم پدر قانونی آنها بود اما محبتی نمی‌کرد ، و فقط به خودش می‌رسید . بچه‌ها را دعوا می‌کرد ، برایشان هزینه نمی‌کرد و می‌گفت اصرار تو بود که بچه‌دار شویم و حالا هم خودت باید بزرگشان کنی ..

بارها من و بچه‌ها را از خانه بیرون کرده بود و می‌گفت حوصله این‌ها را ندارم. اما در مقابل محسن عاشق بچه‌ها بود و همیشه با آنها بازی می‌کرد. من و محسن هیچ ارتباط نا مشروعی با هم نداشتیم ، وقتی شوهرم فوت کرد ، محسن از من خواستگاری کرد . من هم برای اینکه بچه‌هایم بی‌پدر نباشند و در مخارج آنها کم نیاورم قبول کردم وبا او ازدواج کردم .
مادر دو قلوها ادامه داد که چون می‌دانستم محسن بچه‌ها را خیلی دوست دارد با او ازدواچ کردم و من هیچ نقشی در مرگ شوهرم نداشتم و ازدواجم با محسن هم بدون آگاهی از درگیری او با شوهرم بود ..
بعد از پایان بازجویی‌ها با توجه به شکایت برادر سیاوش و سایر مدارک موجود در پرونده ، کیفرخواست علیه محسن صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد ..

کپی از خبرگزاری پانا
به دلیل پیشگیری از بروز چنین وقایعی ما اکیدا توصیه میکنیم که از فرد آشنا تا جائیکه ممکن است اسپرم ، تخمک یا جنین نگیرید . مجلس شورای اسلامی نیز به همین دلیل در قانون اهدا جنین گفته که گیرندگان و اهداکنندگان جنین نباید همدیگر را بشناسند و مسئولیت انجام اینکار بعهدۀ مراکز ناباروریست .

پایان


آدرس مطب : اصفهان ، خ شمس آبادی ، روبروی بیمارستان سینا ، اول کوچه 32
تلفن : 32363136 - 031

درباره این موضوع مطالب بیشتری بخوانید




نظرات کاربران درباره این مطلب :

علی [ 1399-07-18 ]
اهدای اسپرم برای خانم ۴۶ ساله امکان پذیر است وآیا باید در نوبت بماند یا اسپرم موجود است؟

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام ( مستعار یا واقعی ) :
تلفن ( اختیاری ) :
ایمیل ( اختیاری ) :
متن پیـام :